مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
172
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
تركيب ، در شكلها و صورتهاى آن هست با همه پيوستگى كه بعضى را با بعضى ديگر هست از قبيل آمدن گرما از پى سرما و پى در پى آمدن شب و روز و اتفاق اركان و با همايستى آنها با همه تضاد و تباينى كه دارند ، خواهد دانست كه اينها همه از تدبير قادرى حكيم است . حال اگر روا باشد توهّم شود كه اين جهان بىهيچ به وجود آورنده و ايجاد كنندهاى حادث شده ، پس رواست كه ديگرى وجود بنايى را توهّم كند كه هيچ سازندهاى ندارد يا نوشتهاى را كه هيچ نويسندهاى ندارد يا نقشى را كه نقاشى ندارد يا تصويرى را كه مصورى ندارد . و براى او جايز است كه چون كاخى برآمده و بنايى استوار ديد ، گمان برد كه اين تودهاى خاك بوده كه كسى آن را گرد نكرده بوده و خود به خود بىهيچ آميزنده ، به هم تركيب شده و به يك ديگر پيوسته و آب بر آن ريخته شده و سپس خشت درست شده به كاملترين وجهى و زيباترين مربع سازيى ، بىهيچ خشتزن و سازندهاى درست شده و سپس بنياد كاخ برآورده شده و ستونهاى آن استوار شده و پايههاى آن برافراشته شده و رشتهء سنگهاى آن به وجود آمده است و پس از آنكه ديوارهاى آن برآمده و گلاندود شده و بر اطراف آن انبوه شده است و به بهترين وجهى متراكم گشته است ، شاخهها و تنههاى درخت خود به خود بريده شدهاند و افتادهاند به همان اندازهء خانهها و خطوطى كه براى بناها كشيده شده بىآنكه كسى آنها را قطع كرده باشد و يارى كرده باشد و خود به خود تراش خورده بىكمك درودگر و نجّار و خود به خود هموار شده و چون به كمال آماده شده و كژيها راست آمده ، خود به خود بالا رفتهاند و در جاى خود قرار گرفتهاند و بالاى خانههاى اين كاخ سقف به وجود آمده و ستونها در زير آنها قرار گرفته ، سپس سنگهاى هموار روى آنها منطبق شده است و درها خود به خود نصب گرديده و بسته شده است و سپس اين كاخ خود آهكاندود و گلاندود شده و بر كف آن سنگ فرش گرديده است و گچكارى و نقاشى شده ، با انواع ريزهكاريها و نقشها . و كارش تمام شده و ساختمانش برآمده و به بهترين وجهى همه پراكندگيهايش جمع آمده و به كمال تدبير يافته است ، چندان كه هيچ ناحيهاى از آن برهنه نمانده و هيچ آجرى يا سنگى در ساختمان آن براى نگرنده نامفهوم نمانده است . در چنين كاخى جاى حكمت و نيازمندى به سازنده و صانع و كوشنده و تدبير كننده آشكار است . و همچنين است اگر بنگرد در سفينهاى آكنده ، گرانبار از انواع بارها و اصناف كالاها ، كه در خيزاب دريا ايستاده و آرام باشد يا گردان و اين همه خود به خود تخته پارهها و بازوهاى چوبين آن به هم ميخ شده و به هم پيوسته و طنابهاى آن محكم شده و سپس خود به خود به گونهء كشتيى درآمده و بارها خود به خود بدان داخل شده تا پر شده و در آب ايستاده و